چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟
حکایت فرهنگ و هنر این دیار حکایت پر قصه و پر غصه ای است.
این فرهنگ غنی همواره درگیر مسائل کلیشه و حاشیه ای بوده است و شاید بدون هیچ گونه کمک و یاری حکومتی که امری متداول است در کشورهای پیشرفته به راه خود ادامه داده است.
یاد دارم در راز مانا خواندم که شجریان می گفت که اگر حمایتی که از پاواروتی می شد از من نیز صورت می گرفت موسیقی من جهانی شده بود.هر چند که شجریان و امثال او از تلاش باز نایستاده اند و خود در جهت جهانی کردن فرهنگ و آهنگشان گام برداشته اند.
این حکایت دردآور و تلخی است از تلاش مردمانی در جهت بیدار و زنده نگاه داشتن فرهنگشان.
هنر و فرهنگ این مرز و بوم همواره در گیر دیدگاهها و فتواهایی گاه افراطی قرار داشته است تا به هر روی از صحنه خارج گردد و از یاد پارسیان زدوده شود.اما مگر می شود فرهنگی را از دل مردمی زدود که سابقه هزاران ساله دارد.
فرهنگی را از دل مردمی زدود که از عهدی کهن می آید که یادآور شکوه و انسان منشی مردم سرزمین پارس بوده است.
در دو قرن سکوت دکتر زرینکوب بارها و بارها به ایندست از نامردمی ها بر می خوریم.
اما با وجود تمامی تلاشها این فرهنگ سینه به سینه در نهاد مردمان پارس گردیده است و امروز در دستان من و توست.
آری فرهنگ و هنر دیار من بسی سپنتا گونه است، چرا که جنگ ها و آژنگ ها به روی دیده است، چرا که مخالفت ها و فتوا ها به جان خریده است و چرا که از نهاد این جنگ و آژنگ ها، از دل این مخالفت ها و فتوا ها پیروز بیرون آمده است.
قصدی در بزرگ جلوه دادن و تملق درباره فرهنگ و هنر ایران زمین ندارم و در دنیای چند فرهنگی امروز نمی توان چنین ادعایی داشت و نیز مدعی نیستم که هنر نزد ایرانیان است و بس
دردهایم را از زبان کسی بشنوید که دلباخته فرهنگ دیارش است، واگویه های کسی را نیوش کنید که عاشق هنر سرزمین پارس است.
تمامی پهنه ی گسترده ی ایران زمین قصه می گوید از رادمردی ها و بزرگ منشی های مردمانی که پارسیان می نامیمشان.
از تنب کوچک و بزرگ تا عاشورا ده، از کویر مرکزی تا فراز زاگرس، از دماوند تا شیرکوه، از بهشت پنهان تا آبشار لووه، از شغال تپه تا مراوه تپه.
این داستانی پر از شادمانهای و نا شادمانی هاست، داستانی پر از مردانگی ها و نامردمی ها.
و امروز بیش از پیش برای این فرهنگ هزاران ساله نگرانم...
چرا که نواهای گوناگون به گوش می رسد؛ نواهایی که هم از داخل می آزاردمان و هم از خارج.
نواهای که بیشتر چون مارش جنگی گاه جشن نوروز را به چالش می کشد و گاه آزادمنشی مردمانم را به سخره می گیرد،نواهایی که گاه بر موسیقی این دیار حمله می برد و گاه بر سازهایش.مارشهای که بیش از آنکه از خارج گوش را بیازارد و تهاجم فرهنگی نام گیرد از داخل کَرِمان کرده است.
این جنگاوران و سپاهیانشان جایی برای قد الم کردن اجنبیان نمی گزارند و گوی سبقت را در از میان برداشتن رسم زندگی هزاران ساله مردمان این دیار از بیگانگان ربوده اند.
این جنگاورانِ دوست چون ابراهیم خان کلانتر ها دیگر جایی برای بروز چنگیز ها و محمود افغان ها نمی گزارند.
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟
این جنگیدن و به ستیز طلبیدن فرهنگ ایرانی به دست ایرانیانی که خودباخته اند و خودکم بین دیگر مجالی را برای مقابله با فرهنگ های اجنبی فراهم نمی کند.
بدینگونه است که کودک و نوجوان سرزمین من موسیقی دیار خود را نمی شناسد، هفت سین را درک نمی کند و کم کم می خواهیم وادارش کنیم که نقاره زنی های نو شدن سال هم فراموشش شود.
جوان دیار من چیزی از تاریخ خود و رادمردان آن نمی داند و در آغوش کسانی آرام می گیرد که با پشتوانه تاریخ و فرهنگ این سرزمین بیگانه اند.دختران و پسران سرزمین من رقص ها و شادمانی های فرهنگ خود را نمی دانند و تانگو می آموزند و مایکل جکسون را می ستایند.
باری اگر بخواهیم دردهایمان را واگویه کنیم بسی به درازا می رود این مجمل...
پس بیاییم فریاد وامصیبتا سر ندهیم که تهاجم فرهنگی فلان و بیسار
همانگونه که گفتیم نوای کوس جنگاوری داخلیان نزدیکتر به گوش می رسد تا صدای بعید هلهله سپاهیان اجنبی.
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟
یکشنبه سی ام فروردین 1388
تهاجم فرهنگی (دین مداری-ملی گرایی)
تهاجم فرهنگي
دين مداري – ملي گرايي
ابراهيم دهقان حقيقي
ز ايران و از ترك و از تازيان نژادي پديد آيد اندر ميان
فردوسي
طي ساليان اخير و به طور قابل ملاحظه پس از دوم خرداد مبحثي به يكي از علاقه مندي هاي جريانات سياسي و فرهنگي كشور بدل گشت،كه ريشه در گذشته ي نه چندان دور اين سرزمين دارد.
عبارت مركب تهاجم فرهنگي در كوتاه زماني به دلمشغولي جريانات سياسي مخالف دولت تبديل شد و در فضاي به سياست آغشته ي ايران اين جنبش مبارز رنگي بيشتر سياسي به خود گرفت و بيشتر از آنكه دلسوزي به بار بياورد،فرياد وا مصيبتا برافروخت و به فعاليتي تخريبي عليه دولت آن سالها بدل گشت.هر چند كه عادت كرده ايم به استفاده ابزاري جريانات سياسي از چنين مسائل مهمي در برابر يكديگر.
مي توان گفت يكي از آغازگران اين مبحث جلال آلاحمد است كه موضوع را شناخت و مشكل را باز شكافت.آل احمد در كتاب غرب زدگي به اين معضل پرداخت و اول بار در روزگار معاصر ايران به اين مشكل رسميتي داد.
عبارت هجمه فرهنگي نيز در ساليان اخير با عنصر سومي همراه بوده است كه آن را تبديل به هجمه فرهنگي غرب كرده است.ما با غرب زدگي دير زماني است آشناييم؛چه آن زمان كه اسكندر به پارسه تاخت،چه آن زمان كه صدرالمتالهين ارغنون و جمهور در دست گرفت و چه اين زمان كه غرب زدگي را به ناسزايي مانند كرده ايم در دهان سرمايه داري.
ادامه مطلب
جمعه بیست و هشتم فروردین 1388
تهاجم فرهنگی (1)
تهاجم فرهنگي يا توهم توطئه
ابراهیم دهقان حقیقی
هر جنگي آدمیان را از جنگ بيزارتر و به صلح نزديك تر مي كند.
امانوئل كانت
بزرگترين مسبب تهاجم فرهنگي سرمايه داري معرفي مي شود كه خود معلول علل متفاوتي است.سرمايه داري از زمان خستگي انسان از ايدئولوژي، به شكوفايي رسيد.مي توان ادعا كرد انسانهاي قبل از 1990 جملگي ايدئولوگ نبودند.انسانهاي بعد از آن و پس از شكست سامانه هاي ايدئولوژيك و كم رنگ شدن مذهب به كشتي هاي بي قطب نما مانند شدند و اين بي قطب نما بودن به يك ايدئولوژي واحد براي اين انسان تبديل شد.پس تهاجم فرهنگي نه برخواسته از سرمايه داري كه در دامان مادري دلسوز به شكل جديدش متولد شد.البته اين فرزند در دامان دايه اي دلسوز چون سرمايه داري پرورش يافت اما مادرش نه سرمايه داري،نه جهاني سازي،نه مولتي مديا و نه نظام های سياسي اند.
ادامه مطلب
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
پسا بورژوازی
پسا بورژوازی
شاید این آماتور بودن است که گاه نوشتار را وادار می کند تا از هیچ قانون و مقرراتی تبعیت نکند.قالبا رسم بر این است که انگیزه ی نگارش یک متن،مانند نوشتار حاضر در پاورقی آن ذکر شود؛ولی همیشه بر این عقیده بوده ام که گاه این پاورقی ها هستند که نقش کلان روایت را به عهده می گیرند و گاه حتی به نوشتار سمت و سو می دهند و کاملا بر این واقفم که قالبا چنین چیزی در نزد عموم مقبول نمی افتد و بارها سردبیرانی بوده اند که خرده هایی به حق،به نوشتار اینجانب گرفته اند.
افتخار حضور در محضر یکی از اساتید صاحب کرسی در دانشگاههای کشور و به خصوص دانشگاههای مشهد بهانه ای برای نگارش این مقاله است.حضور در سلسله جلسات درس سیر اندیشه های سیاسی دکتر رامپور صدر نبوی و اشارات ایشان به مبحث ایدئولوژی و جذابیت های پنهان بورژوازی مرا بر آن داشت که مقاله ای هر چند مختصر در این باب به رشته ی تحریر درآورم.
ادامه مطلب
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
از آرمانشهر،تا شهرِ آرمانی
از آرمانشهر،تا شهرِ آرمانی
ابراهیم دهقان حقیقی
به نظر می رسد به دلیل وجود نسبیت فراوان در این موضوع،نمی توان به شکل یک مقاله ی سیستماتیک به آن پرداخت؛و آن را معرف یک سیستم خاص تلقی کرد.
در این نوشتار سعی بر این است که مفهوم آرمانشهر و بسیار جزئی تر موضوع ضد آرمانشهر را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.
روزگاری یونان باستان با عبور از گذار سوفسطائیسم،خود را آماده ورود به یک جامعه عقل مدار و اخلاق گرا توسط یک جهش کوانتومی می کرد.عاملان این جهش کسانی نبودند جز،حکمای فلسفه ی الهی یونان.
بی شک افلاطون یکی از موثرترین افراد،و یا بدون اغراق موثرترین فرد در جهت پیرایش علوم قدیم و پیدایش علوم جدید است.او را می توان اخلاق گراترین فیلسوف دنیای قدیم نام برد؛و همین اخلاق گرایی اوست که باعث می شوددر کتاب ((جمهوری)) جامعه ایده آل خود را ترسیم کند،و اولین یادگار و انگاره ی فلسفه ی سیاسی را از خود به جای گذارد.
ادامه مطلب

