تبليغاتX
زخـــمـــــه

جمعه پانزدهم خرداد 1388

چگونگی حل مشکل اشتغال در دولت احمدی

آقای احمدی نژاد در نطق انتخاباتی خود در چهارم خرداد ما امسال از پایین آمدن و تک رقمی شدن نرخ بیکاری سخن گفت و گفت نزدیک به ۵۰٪ از برنامه جلوتریم.

این سخن را تا اینجا از محمود احمدی نژاد قبول می کنیم به سبب مقام قانونی اش.

اما رسالت دانشجو و یا بهتر رسالت انسان در کورکورانه پذیرفتن مسائل نیست.

پس از پس آن بر می آییم که ببینیم آقای احمدی نژاد و دولت وی با استفاده از چه ساز و کاری نرخ بیکاری را پایین آورده و برای مردمان فقیر و تهیدست کشور من اشتغال آفریده اند.

به سایت مرکز آمار ایران می رویم که ابتدا ببینیم تعریف دولت از شاغل در دولت قبل چه بوده است و امروز چگونه است:

در سایت مرکز آمار ایران به قسمت فهرست نشریان رفته و بر روی سالنامه آماری کشور سال ۱۳۸۳ کلیک می کنیم،در پنجره باز شده بر روی نیروی انسانی کلیک کرده و به قسمت مفاهیم و تعاریف می رویم،در سالنامه ۱۳۸۳ تعریف شاغل عبارات زیر است:

---------------------------------------------------------------

 شاغل‌: افراد زير طبق تعريف كار شاغل به حساب مي‌آيند:

* كساني كه در هفت روز پيش از مراجعه‌ي مأمور آمارگيري كار مي‌كرده‌اند.

* كساني كه داراي شغلي هستند ولي در هفت روز گذشته به عللي از جمله موارد زير كار نكرده‌اند و پس از رفع علت به كار خود ادامه خواهند داد:

- مرخصـي سالانـه، مرخصـي بـدون حقــوق، مرخصـي زايمـان، مأموريت‌هاي آموزشي و تحصيلي.

- تعطيلي موقت محل كار به خواست كارفرما مطابق با قانون يا به علت نقص‌مكانيكي، كمبود مواد خام، تعطيلي موقت‌بدون‌پرداختي.

- مشكلات فردي مربوط به محل كار مانند حل اختلافات، غيبت بدون مرخصي.

- نامساعد بودن شرايط آب و هوايي.

- بيماري يا مصدوميت.

- شركت در فعاليت‌هاي مذهبي، اجتماعي و سياسي.

* كساني كه شغل مستمر نداشته ولي در هفت روز گذشته حداقل دو روز كار كرده‌اند.

* كساني كه داراي شغلي هستند ولي در هفت روز گذشته به اقتضاي فصل و ماهيت فصلي كار خود، كار نكرده‌اند (بيكاران فصلي)، مشروط بر آن كه در جستجوي كار ديگري هم نبوده باشند

---------------------------------------------------------------

حال برای اینکه بدانیم تعریف دولت نهم و یا بهتر شخص محمود احمدی نژاد از شاغل چیست باز هم این مراحل را تکرار می کنیم:

در سایت مرکز آمار ایران به قسمت فهرست نشریان رفته و بر روی سالنامه آماری کشور سال ۱۳۸۶ کلیک می کنیم،در پنجره باز شده بر روی نیروی انسانی کلیک کرده و به قسمت مفاهیم و تعاریف می رویم،در سالنامه ۱۳۸۶ تعریف شاغل عبارات زیر است:

---------------------------------------------------------------

شاغل: تمام افراد 10 ساله و بيش‌تر كه در طول هفته مرجع، طبق تعريف كار، حداقل يك ساعت كار كرده و يا بنا به دلايلي به‌طور موقت كار را ترك كرده باشند، شاغل محسوب مي‌شوند.

---------------------------------------------------------------

متاسفانه می بینید که در دولت آقای احمدی نژاد کسی که حتی در هفته یک ساعت هم کار کند شاغل محسوب می شود.

به راستی که حل معضل اشتغال چقدر آسان بوده است و متاسفانه دولت های پیشین که آقای احمدی نژاد آنها را به همه چیز متهم می کند چقدر سهل انگارانه از کنار این معضل مهم گذشته اند.

به راستی اگر کمی با خود صادق باشید آیا می توانید برای حل معضل اشتغال راهی جز دستکاری تعاریف و مفاهیم و بازی کردن با آمار بیابید؟

یاد دارم آقای احمدی نژاد در جایی گفت:

منتقدان دولت با آمارها بازی می کنند.

به راستی چه کسی با آمارها بازی می کند؟؟

دولت یا منتقدان آن؟

چه کسی دروغ می گوید و شعور مردم را به بازی می گیرد؟؟

محمود احمدی نژاد و یا متقدان وی؟

 

سایت مرکز آمار ایران

نوشته شده توسط ابراهیم دهقان حقیقی در 4:56 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوازدهم خرداد 1388

سهمگین ترین روز ایرانیان

سهمگین ترین و بدترین روز زندگی هر انسان به چه شکلی تعبیر می شود؟؟

می تواند معنای این روز برای هر کس متفاوت باشد؟

برای من و تمام کسانی که به ایران عشق می ورزند فطع به یقین روزی است که تمامیت ارضی کشور ایران به خطر افتد، تمامیت ارضی ای که پدرانمان برای پاسداشتش 8 سال جنگیده اند و سالها خون دل خورده اند.

شهدا و جانبازان یادگاران این روزگار و این آرمان مقدسند...

حال اینکه این 8 سال را چگونه به ما معرفی کردند خود، سری دراز دارد

اما یکی از بدترین روزهای زندگی ما ایرانیان می تواند روزی باشد که محمود احمدی نژاد و یا به تعبیر فاطمه رجبی معجزه هزاره سوم تمامی شرافت و شعور ایرانیان را به سخره گرفت و در زیر بیرق ننگین و مجعول خلیج  ع  ر  ب  ی  در اجلاس سران کشورهای عربی نشست و تمامی تلاشها و کوشش های ایرانیان ایران دوست را در جهت زنده نگاه داشتن و پاسداری از خلیج پارس برای نیل به اهداف ماجراجویانه اش زیر پا گذاشت.

کدامین روز به نظر شما ننگین است: سفر خاتمی به فرانسه و استقبال بی نظیر ژاک شیراک از او  و  یا نشستن محمود احمدی نژاد این معجزه هزاره سوم بر زیر بیرقی که تمامیت ارزی کشورمان را به سخره می گیرد؟؟

آنقدر این عکس متاثرم کرده است که فقط می توانم چون همیشه به خدای بزرگ پناه ببرم و امید به این داشته باشم که مردم کشورم با زمزمه این شعر حافظ که:

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار      مهربانی کی سر آمد، شهریاران را چه شد

دست از تحریم انتخابات برداشته و به پای صندوق های رای بشتابند و سرنوشت خود و ایران بزرگ را با دستان خودشان رقم بزنند.

هر چند که کاملا قبول دارم که سهم هر یک از ما در انتخاب سرنوشت کشورمان چقدر می تواند ناچیز و کوچک باشد.

بیایید برای نجات ایران به کسی رای بدهیم که ایران را عاشقانه دوست دارد

بیایید برای نجات ایران به کسی رای بدهیم که در تمامی آثار هنری اش ایران زمین ستوده شده است

بیایید برای نجات خلیج پارس به کسی رای بدهیم که اجماع جهانی علیه ایران را تعذیل کرده و از بین ببرد

بیایید برای دفاع از شرافت و تاریخ ایران به کسی رای بدهیم که تشنه قدرت نیست و عملکردش در 20 سال گذشته این را به وضوح نشان می دهد

بیایید برای دفاع و حراست از زنان جامعه مان به کسی رای بدهیم که هیچ ابایی ندارد که دست در دست همسر خود در صحنه ظاهر شود.

بیایید برای ایران به میرحسین موسوی رای بدهیم.

نوشته شده توسط ابراهیم دهقان حقیقی در 1:39 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388

چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟

حکایت فرهنگ و هنر این دیار حکایت پر قصه و پر غصه ای است.

این فرهنگ غنی همواره درگیر مسائل کلیشه و حاشیه ای بوده است و شاید بدون هیچ گونه کمک و یاری حکومتی که امری متداول است در کشورهای پیشرفته به راه خود ادامه داده است.

یاد دارم در راز مانا خواندم که شجریان می گفت که اگر حمایتی که از پاواروتی می شد از من نیز صورت می گرفت موسیقی من جهانی شده بود.هر چند که شجریان و امثال او از تلاش باز نایستاده اند و خود در جهت جهانی کردن فرهنگ و آهنگشان گام برداشته اند.

این حکایت دردآور و تلخی است از تلاش مردمانی در جهت بیدار و زنده نگاه داشتن فرهنگشان.

هنر و فرهنگ این مرز و بوم همواره در گیر دیدگاهها و فتواهایی گاه افراطی قرار داشته است تا به هر روی از صحنه خارج گردد و از یاد پارسیان زدوده شود.اما مگر می شود فرهنگی را از دل مردمی زدود که سابقه هزاران ساله دارد.

فرهنگی را از دل مردمی زدود که از عهدی کهن می آید که یادآور شکوه و انسان منشی مردم سرزمین پارس بوده است.

در دو قرن سکوت دکتر زرینکوب بارها و بارها به ایندست از نامردمی ها بر می خوریم.

اما با وجود تمامی تلاشها این فرهنگ سینه به سینه در نهاد مردمان پارس گردیده است و امروز در دستان من و توست.

آری فرهنگ و هنر دیار من بسی سپنتا گونه است، چرا که جنگ ها و آژنگ ها به روی دیده است، چرا که مخالفت ها و فتوا ها به جان خریده است و چرا که از نهاد این جنگ و آژنگ ها، از دل این مخالفت ها و فتوا ها پیروز بیرون آمده است.

قصدی در بزرگ جلوه دادن و تملق درباره فرهنگ و هنر ایران زمین ندارم و در دنیای چند فرهنگی امروز نمی توان چنین ادعایی داشت  و نیز مدعی نیستم که هنر نزد ایرانیان است و بس

دردهایم را از زبان کسی بشنوید که دلباخته فرهنگ دیارش است، واگویه های کسی را نیوش کنید که عاشق هنر سرزمین پارس است.

تمامی پهنه ی گسترده ی ایران زمین قصه می گوید از رادمردی ها و بزرگ منشی های مردمانی که پارسیان می نامیمشان.

از تنب کوچک و بزرگ تا عاشورا ده، از کویر مرکزی تا فراز زاگرس، از دماوند تا شیرکوه، از بهشت پنهان تا آبشار لووه، از شغال تپه تا مراوه تپه.

این داستانی پر از شادمانهای و نا شادمانی هاست، داستانی پر از مردانگی ها و نامردمی ها.

و امروز بیش از پیش برای این فرهنگ هزاران ساله نگرانم...

چرا که نواهای گوناگون به گوش می رسد؛ نواهایی که هم از داخل می آزاردمان و هم از خارج.

نواهای که بیشتر چون مارش جنگی گاه جشن نوروز را به چالش می کشد و گاه آزادمنشی مردمانم را به سخره می گیرد،نواهایی که گاه بر موسیقی این دیار حمله می برد و گاه بر سازهایش.مارشهای که بیش از آنکه از خارج گوش را بیازارد و تهاجم فرهنگی نام گیرد از داخل کَرِمان کرده است.

این جنگاوران و سپاهیانشان جایی برای قد الم کردن اجنبیان نمی گزارند و گوی سبقت را در از میان برداشتن رسم زندگی هزاران ساله مردمان این دیار از بیگانگان ربوده اند.

این جنگاورانِ دوست چون ابراهیم خان کلانتر ها دیگر جایی برای بروز چنگیز ها و محمود افغان ها نمی گزارند.

از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟

این جنگیدن و به ستیز طلبیدن فرهنگ ایرانی به دست ایرانیانی که خودباخته اند و خودکم بین دیگر مجالی را برای مقابله با فرهنگ های اجنبی فراهم نمی کند.

بدینگونه است که کودک و نوجوان سرزمین من موسیقی دیار خود را نمی شناسد، هفت سین را درک نمی کند و کم کم می خواهیم وادارش کنیم که نقاره زنی های نو شدن سال هم فراموشش شود.

جوان دیار من چیزی از تاریخ خود و رادمردان آن نمی داند و در آغوش کسانی آرام می گیرد که با پشتوانه تاریخ و فرهنگ این سرزمین بیگانه اند.دختران و پسران سرزمین من رقص ها و شادمانی های فرهنگ خود را نمی دانند و تانگو می آموزند و مایکل جکسون را می ستایند.

باری اگر بخواهیم دردهایمان را واگویه کنیم بسی به درازا می رود این مجمل...

پس بیاییم فریاد وامصیبتا سر ندهیم که تهاجم فرهنگی فلان و بیسار

همانگونه که گفتیم نوای کوس جنگاوری داخلیان نزدیکتر به گوش می رسد تا صدای بعید هلهله سپاهیان اجنبی.

از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟

نوشته شده توسط ابراهیم دهقان حقیقی در 4:54 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سی ام فروردین 1388

تهاجم فرهنگی (دین مداری-ملی گرایی)

تهاجم فرهنگي

دين مداري – ملي گرايي

 

                                                                               ابراهيم دهقان حقيقي

 

 

ز ايران و از ترك و از تازيان              نژادي پديد آيد اندر ميان

                                                                                                    فردوسي

 

 

طي ساليان اخير و به طور قابل ملاحظه پس از دوم خرداد مبحثي به يكي از علاقه مندي هاي جريانات سياسي و فرهنگي كشور بدل گشت،كه ريشه در گذشته ي نه چندان دور اين سرزمين دارد.

عبارت مركب تهاجم فرهنگي در كوتاه زماني به دلمشغولي جريانات سياسي مخالف دولت تبديل شد و در فضاي به سياست آغشته ي ايران اين جنبش مبارز رنگي بيشتر سياسي به خود گرفت و بيشتر از آنكه دلسوزي به بار بياورد،فرياد وا مصيبتا برافروخت و به فعاليتي تخريبي عليه دولت آن سالها بدل گشت.هر چند كه عادت كرده ايم به استفاده ابزاري جريانات سياسي از چنين مسائل مهمي در برابر يكديگر.

مي توان گفت يكي از آغازگران اين مبحث جلال آلاحمد است كه موضوع را شناخت و مشكل را باز شكافت.آل احمد در كتاب غرب زدگي به اين معضل پرداخت و اول بار در روزگار معاصر ايران به اين مشكل رسميتي داد.

عبارت هجمه فرهنگي نيز در ساليان اخير با عنصر سومي همراه بوده است كه آن را تبديل به هجمه فرهنگي غرب كرده است.ما با غرب زدگي دير زماني است آشناييم؛چه آن زمان كه اسكندر به پارسه تاخت،چه آن زمان كه صدرالمتالهين ارغنون و جمهور در دست گرفت و چه اين زمان كه غرب زدگي را به ناسزايي مانند كرده ايم در دهان سرمايه داري.





ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم دهقان حقیقی در 2:5 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هشتم فروردین 1388

تهاجم فرهنگی (1)

تهاجم فرهنگي يا توهم توطئه

 

           ابراهیم دهقان حقیقی            

 

هر جنگي آدمیان را از جنگ بيزارتر و به صلح نزديك تر مي كند.

                                                                                                        امانوئل كانت

 

بزرگترين مسبب تهاجم فرهنگي سرمايه داري معرفي مي شود كه خود معلول علل متفاوتي است.سرمايه داري از زمان خستگي انسان از ايدئولوژي، به شكوفايي رسيد.مي توان ادعا كرد انسانهاي قبل از 1990 جملگي ايدئولوگ نبودند.انسانهاي بعد از آن و پس از شكست سامانه هاي ايدئولوژيك و كم رنگ شدن مذهب به كشتي هاي بي قطب نما مانند شدند و اين بي قطب نما بودن به يك ايدئولوژي واحد براي اين انسان تبديل شد.پس تهاجم فرهنگي نه برخواسته از سرمايه داري كه در دامان مادري دلسوز به شكل جديدش متولد شد.البته اين فرزند در دامان دايه اي دلسوز چون سرمايه داري پرورش يافت اما مادرش نه سرمايه داري،نه جهاني سازي،نه مولتي مديا و نه نظام های سياسي اند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم دهقان حقیقی در 17:18 |  لینک ثابت   •