بزن زخمه بر آن سنگ بر آن چوب بر آن عشق که شاید بردم راه به جایی نغمه سر کن که جهان تشنه آواز تو بینم چشمم آن روز مبیناد که خاموش در این ساز تو بینم نغمه ی توست بزن آنچه که ما زنده به آنیم اگر این پرده بر افتد من و تو نیز نمانیم اگر چند بمانیم و بگوییم همانیم