یکشنبه سی ام فروردین 1388
تهاجم فرهنگی (دین مداری-ملی گرایی)
تهاجم فرهنگي
دين مداري – ملي گرايي
ابراهيم دهقان حقيقي
ز ايران و از ترك و از تازيان نژادي پديد آيد اندر ميان
فردوسي
طي ساليان اخير و به طور قابل ملاحظه پس از دوم خرداد مبحثي به يكي از علاقه مندي هاي جريانات سياسي و فرهنگي كشور بدل گشت،كه ريشه در گذشته ي نه چندان دور اين سرزمين دارد.
عبارت مركب تهاجم فرهنگي در كوتاه زماني به دلمشغولي جريانات سياسي مخالف دولت تبديل شد و در فضاي به سياست آغشته ي ايران اين جنبش مبارز رنگي بيشتر سياسي به خود گرفت و بيشتر از آنكه دلسوزي به بار بياورد،فرياد وا مصيبتا برافروخت و به فعاليتي تخريبي عليه دولت آن سالها بدل گشت.هر چند كه عادت كرده ايم به استفاده ابزاري جريانات سياسي از چنين مسائل مهمي در برابر يكديگر.
مي توان گفت يكي از آغازگران اين مبحث جلال آلاحمد است كه موضوع را شناخت و مشكل را باز شكافت.آل احمد در كتاب غرب زدگي به اين معضل پرداخت و اول بار در روزگار معاصر ايران به اين مشكل رسميتي داد.
عبارت هجمه فرهنگي نيز در ساليان اخير با عنصر سومي همراه بوده است كه آن را تبديل به هجمه فرهنگي غرب كرده است.ما با غرب زدگي دير زماني است آشناييم؛چه آن زمان كه اسكندر به پارسه تاخت،چه آن زمان كه صدرالمتالهين ارغنون و جمهور در دست گرفت و چه اين زمان كه غرب زدگي را به ناسزايي مانند كرده ايم در دهان سرمايه داري.
ادامه مطلب
جمعه بیست و هشتم فروردین 1388
توضیحی در رابطه با مقالات تهاجم فرهنگی
مقاله ای که امروز با عنوان تهاجم فرهنگی یا توهم توطئه در وبلاگ قرار دارم قسمتی از مقالاتی است که اینجانب در باب تهاجم فرهنگی نگاشته ام.
لازم به ذکر است که مقالاتی در باب تهاجم فرهنگی در وبلاگ قرار خواهد گرفت به دلیل آنکه در زمانهای متفاوتی نگاشته شده است و در مکانهای مختلفی به چاپ رسیده اند شاید از لحاظ نگارشی از وحدت برخوردار نباشند و می باید به هر یک از آنها به عنوان نوشته ای تک نگریسته شود و از نگاه سریالی و سلسله وار به آنها اجتناب شود.
نظرات شما روشن کننده راه و زمینه ساز راهی روشن برای فرداست
با تشکر
جمعه بیست و هشتم فروردین 1388
تهاجم فرهنگی (1)
تهاجم فرهنگي يا توهم توطئه
ابراهیم دهقان حقیقی
هر جنگي آدمیان را از جنگ بيزارتر و به صلح نزديك تر مي كند.
امانوئل كانت
بزرگترين مسبب تهاجم فرهنگي سرمايه داري معرفي مي شود كه خود معلول علل متفاوتي است.سرمايه داري از زمان خستگي انسان از ايدئولوژي، به شكوفايي رسيد.مي توان ادعا كرد انسانهاي قبل از 1990 جملگي ايدئولوگ نبودند.انسانهاي بعد از آن و پس از شكست سامانه هاي ايدئولوژيك و كم رنگ شدن مذهب به كشتي هاي بي قطب نما مانند شدند و اين بي قطب نما بودن به يك ايدئولوژي واحد براي اين انسان تبديل شد.پس تهاجم فرهنگي نه برخواسته از سرمايه داري كه در دامان مادري دلسوز به شكل جديدش متولد شد.البته اين فرزند در دامان دايه اي دلسوز چون سرمايه داري پرورش يافت اما مادرش نه سرمايه داري،نه جهاني سازي،نه مولتي مديا و نه نظام های سياسي اند.
ادامه مطلب
دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
آه باران

بعد از چندی خبری خوشایند به گوش رسید
استاد محمدرضا شجریان باری دیگر نقشی بر تن خسته ی موسیقی این دیار زد و دست نگاری دیگر را در دست سالکان این راه پر آشوب و پر حاشیه گذاشت.
اینبار آلبوم آه باران با حال و هوای برنامه جاودان گلها با اشعاری از حافظ،رهی معیری و فریدون مشیری.
این آلبوم بر روی درگاه شرکت دلپخش(سايت فروش و پخش آثار استاد محمدرضا شجريان و همايون شجريان) به فروش می رسد و از همه دوستان عزیز خواهش می کنم از دانلود این کار و باقی کارهای هنری خودداری کرده و با قیمتی مناسب آن را از طریق اینترنت و به راحتی خریداری کنند و به گنجینه های هنری خود بیفزایند.
باشد که این عمل ما قدمی باشد در راه اعتلای هنر و فرهنگ این مرز و بوم.

وفاداری و عشق استاد شجریان به روانشاد فریدون مشیری دیرزمانی است که در قالب چکامه و آواز گوش مردم غمزده این دیار را می نوازد و اینبار تصنیف آه باران ،شعری اجتماعی از فریدون مشیری اثبات می کند این ادعای همیشگی شجریان را که تحولات سیاسی و اجتماعی ایران زمین در آثارش مشهود است و آه باران این بار از مردمی در شهر سوگواران سخن می گوید که با خود پرسشی دیرینه دارند که رنگ این شبهای وحشت را تواند شست آیا از دل یاران ،باران؟
حال، شهر سوگواران کجاست و شجریان اینبار در مایه دشتی مرثیه ای از برای مردم سوگوار کدامین دیار سر می دهد؟دیگر پاسخ گفتنش به گردن شنوندگان است که هر یک به چه تعبیری تن در می دهند.
اما متن شعر آه باران اثر روانشاد فریدون مشیری که حضرت استاد محمدرضا شجریان آن را رنگی زده اند و بر روی آن آهنگی ساخته اند:
|
آه،باران | |
|
ريشه در اعماق اقيانوس دارد - شايد - اين گيسو پريشان كرده بيد وحشي باران . يا ، نه ، دريايي است گويي ، واژگونه ، بر فراز شهر ، شهر سوگواران .
هر زماني كه فرو مي بارد از حد بيش ريشه در من مي دواند پرسشي پيگير ، با تشويش : رنگ اين شب هاي وحشت را تواند شست آيا از دل ياران ؟
چشم ها و چشمه ها خشك اند . روشني ها محو در تاريكي دلتنگ ، همچنان كه نام ها در ننگ !
هرچه پيرامون ما غرق تباهي شد . آه ، باران ، اي اميد جان بيداران ! بر پليدي ها - كه ما عمري است در گرداب آن غرقيم - آيا، چيره خواهي شد ؟ |
سه شنبه چهارم فروردین 1388
بهاریه
هوا نو شد
دیدارها نو شدند
بهار آمد
نوروز شده بود
دوستی نوشته بود خاتمی انصراف داد چرا چیزی ننوشتی ؟
البته در سفر بودن خودش دلیل بزرگی است که از اینترنت دور بود و نتوان به راحتی به روز شد،اما این دلیلی بر دور بودن از اخبار نیست.
بله خاتمی انصراف داد...
من هم خواندم و متاثر شدم....
اما فقظ به یک جمله بسنده می کنم که هنوز تا ثبت نام نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری زمان بسیار است و سیب روزگار چرخ ها خواهد خورد تا روزهای آینده.....
چون: هیچ چیزی ثابت و سیال نیست جمله در تغییر و سیر سرمدی است
اما فارغ از این خبر بد،عید،عید خوبی بود....
چند تا عیدی دوست داشتنی گرفتم.....
اولین عیدی، آلبوم جدید محسن نامجو بود که هنوز به دستم نرسیده،این عیدی رو از نوید نافعی گرفتم که تو کنسرت ونکوور نامجو حاضر بوده و این لوح فشرده رو برای من گرفته و جالبتر اینکه این آلبوم به امضا محسن نامجو هم مزینه و این ارزش این عیدی رو برام بیشتر می کنه چون روی جلدش نوشته شده: تقدیم به ابراهیم دهقان دوست داشتنی (البته که محسن نامجو لطف داشته)
دومین عیدی یک مجموعه کاست بود از آلبوم های قدیمی و جدید استاد شجریان که از یکی از دوستای قدیمی عیدی گرفتم و این هم یکی از اون اتفاق های قشنگ و دوست داشتنی سال جدید بود...
چند تا عیدی دیگه هم بود که الان به دلیل به سر بردن در مسافرت و کمبود وقت،فرصت نوشتن اونها پیش نمی یاد و به امید خدا در یک فرصت دیگه حتما یک یادداشت کامل در مورد عید و عیدانه هاش خواهم نوشت.
سال خوب و پر باری داشته باشید
شاد باشید

